Skip to main content
فهرست مقالات

رابطه هوش فرهنگی و تفکر انتقادی با یادگیری خودراهبر دانشجویان

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (22 صفحه - از 127 تا 148)

چکیده:

هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه هوش فرهنگی و تفکر انتقادی با یادگیری خود راهبر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان می‌باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد که 234 نفر از دانشجویان بر اساس جدول مورگان به‌صورت طبقه‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسش‌نامه هوش فرهنگی آنگ و همکاران (2004)، تفکر انتقادی ریکتس (2003)، یادگیری خود راهبر فیشر، کینگ و تاگو (2001) بود. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون،t تک نمونه استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد میانگین هوش فرهنگی، تفکر انتقادی و یادگیری خود راهبر در دانشجویان بالاتر از حد متوسط بود. نتایج ضریب همبستگی پیرسان نشان داد بین هوش فرهنگی و یادگیری خود راهبر و همچنین تفکر انتقادی با یادگیری خود راهبر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0 < p). نتایج تحلیل رگرسیون مشخص کرد از بین مؤلفه‌های هوش فرهنگی، انگیزش و فراشناخت و از بین مؤلفه‌های تفکر انتقادی، تعهد و بالیدگی قادر به‌پیش بینی یادگیری خود راهبر می‌باشد. (01/0 < p). درمجموع به نظر می‌رسد هوش فرهنگی، عملکرد تحصیلی و یادگیری آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین با توسعه تفکر انتقادی، رغبت برای یادگیری افزایش می‌یابد و درنتیجه میزان پیشرفت تحصیلی دانشجویان بیشتر می‌شود. با توجه به تحلیل داده‌ها می‌توان نتیجه گرفت بین هوش فرهنگی، و تفکر انتقادی با یادگیری خود راهبر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

The Purpose Of This Research is Determining Of The Relationship Between Cultural Intelligence And Critical Thinking With Self-Directed Learning Among MA Students Of Humanity Faculty At Sistan And Baluchistan University. A Descriptive-Correlation Method Was Used In This Research Through Which 234 Students Were Selected Based On Morgan Table Using Random Sampling. Ang et al (2004) Cultural Intelligence Questionnaire، Rickettes Critical Thinking Questionnaire (2003) And Fisher، King، Taugo Self-Directed learning (2001) Questionnaire Were Used as The Instruments. Data Analysis Processes Were Done Using Pearson Correlation Coefficient Test، Regression Analysis، One-Sample t-test. Due to The Results It Was Found That The Average Of Cultural Intelligence، Critical Thinking And Self-Directed learning is More Than Normal Among Students. Based on Findings From Pearson Correlation Coefficient، There is a Positive And Meaningful Relationship Between Cultural Intelligence And Self-Directed learning And Between Critical Thinking And Self-Directed learning (p<0/01). The Results Of Regression Analysis Has Showed That Motivation And Metacognition Has Been Among Components Of Cultural Intelligence And Obligation And Maturity Has Been Among Components Of Critical Thinking Which Were Able To Predict Self-Directed learning (p<0/01). Overall It Seems That Students’ Academic Performance And learning Are Affected By Cultural Intelligence. In Addition، The learning Tendency Increases Among Students As The Critical Thinking Develops And Consequently It leads To An Increase In The Amount Of Academic Achievement. Due To The Data Analysis It Can Be Found That There Is a Positive And Meaningful Correlation Between Cultural Intelligence And Critical Thinking With Self-Directed learning.

کلیدواژه ها:

تفکر انتقادی ،دانشجویان ،هوش فرهنگی ،یادگیری خودراهبرد

Cultural intelligence ،critical thinking ،students ،Self ،directed learning


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.