Skip to main content
فهرست مقالات

چالش‌های دلالت قاعده لاحرج و تشخیص مصادیق آن در سقط‌درمانی

نویسنده مسئول:

چکیده:

مقدمه: نخستین حق جنین، حق حیات است. از این رو نخستین دستور شریعت در جهت حفظ حیات جنین ممنوعیت اسقاط جنین است، مگر در مواردی که به جهت مصالحی، مجاز شمرده شده است. اسلام نه آنقدر گستره جواز اسقاط را مانند برخی قوانین کشورهای غربی توسعه داده که زنده‌بودن جنین انتخابی باشد در دستان والدین، و نه آنقدر این گستره را ضیق گرفته که حتی با وجود حرج یا ضرر برای مادر مجوزی برای اسقاط صادر نشود. بنابراین مهم‌ترین مبنای جواز اسقاط جنین، قاعده نفی عسر و حرج است که در قانون سقط‌درمانی مصوب ۱۳۸۴ متجلی می‌شود. قاعده‌ای که به موجب آن، احکام اولیه‌ای که موجب عسر و حرج باشد، از مکلف برداشته می‌شود. هدف این مطالعه، بررسی نقش قاعده مزبور در سقط‌درمانی و چگونگی تشخیص حرج بود. نتیجه‌گیری: اگرچه با تصویب قانون فوق گام مهمی در راستای قانونمندکردن اسقاط جنین برداشته شده، لیکن برای تعیین مصادیق قانونی سقط‌درمانی، به‌گونه‌ای جامع از قاعده لاحرج به‌عنوان قاعده توانمند و دامنه‌دار فقه اسلامی استفاده نشده است و در این زمینه قانون مزبور دچار خلاهایی است که باید رفع شود. نکته بعدی در زمینه چگونگی تشخیص حرج در سقط‌درمانی است. با این توضیح که اکثریت فقها معیار شخصی‌بودن حرج را پذیرفته‌اند و تنها موردی که در قانون به حرج مادر تصریح شده است فرض وجود ناهنجاری در جنین است. لیکن آن گونه که در بررسی درخواست‌های اسقاط جنین ناهنجار رفتار می‌شود، به معنی پذیرفتن معیار نوعی است؛ نتیجه‌ای که با مبنای قاعده لاحرج و امتنانی‌بودن آن ناسازگار است و بایستی اصلاح شود.

Introduction The first right of the fetus is living. Therefore, the first order of the Sharia is the prohibition of abortion, except in cases, where it is permitted for the sake of prudence. Neither Islam develops the scope of the abortion permission, like some of the laws of the Western countries, that the life of the fetus is an option on their parents’ hands, nor it limits this scope in such a way that the abortion is not permitted even with distress for mother. Hence, the most important basis for the permission to abortion is the rule of La-Haraj, which is embodied in the Therapeutic Abortion Law approved in 2005. According to this rule, the first sentences that cause distress and constriction are removed from the person. The aim of this study was to investigate the role of the mentioned rule in therapeutic abortion and how it is diagnosed. Conclusion Although with the passage of the Therapeutic Abortion Law an important step has been taken to regulate the issue of abortion, for the determination of the legal examples of abortion, it has not been comprehensively used from the rule as a powerful and dominant rule of Islamic jurisprudence, and in this field, the law has gaps that needs to be resolved. The second point is about how Haraj (distress) is diagnosed with therapeutic abortion. The vast majority of jurists accepted the criterion of the personal character of Haraj and the only thing that is expressed in the law is the assumption of abnormalities in the fetus. However, as it is treated in the abnormal abortion claims, it means accepting a typical criterion; the result that is incompatible with the base of the rule and its nature of appreciative, and it must be corrected.

کلیدواژه ها:

عسر و حرج ، معیار نوعی ، معیار شخصی ، اسقاط جنین ، سقط‌درمانی

abortion ، Therapeutic Abortion ، distress and constriction ، personal criteria ، Typical Criteria


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است ورود پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.

لمشاهدة محتوی المقال یلزم الدخول إلی دخول الموقع.
إن كنت لا تقدر علی شراء الاشتراك عبرPayPal أو بطاقة VISA، الرجاء ارسال رقم هاتفك المحمول إلی مدير الموقع عبر credit@noormags.ir.

You should become a Sign in to be able to see articles.
If you fail to purchase subscription via PayPal or VISA Card, please send your mobile number to the Website Administrator via credit@noormags.ir.