Skip to main content
فهرست مقالات

روش های کاربرد فعل مضارع در عربی و فارسی مقاله

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (20 صفحه - از 165 تا 184)

چکیده:

فعل مضارع در میان زبان‌های عربی و فارسی از دیگر فعل‌ها،کاربرد بیشتری دارد زیرا این فعل دارای گونه‌های بسیار و ساختارهای متنوع است و برخلاف فعل ماضی که تنها برگذشته دلالت دارد،این فعل هم بر زمان حال و هم بر آینده دلالت می‌کند و از همین روی دامنهء معنایی آن وسیعتر و گسترهء کاربردی آن پهناورتر و میدان ساختاری آن‌ فراختر از فعل‌های دیگر است.نگارنده در این مقاله با پی‌گیری و پژوهش در روش‌های کاربردی این فعل،به ارایه‌ نمونه‌هایی از عربی و فارسی خواهد پرداخت و با مقایسه و تطبیق آن‌ها با یکدیگر و با بهره‌گیری از نظرات دانشمندان‌ نحوی و دستوری در این باره به توضیح و تبیین خواهد نشست تا گوشه‌ای از وسعت هر دو زبان را آشکار سازد. بی‌گمان گستردگی فعل مضارع در زبان فارسی از گستردگی آن در زبان عربی کمتر نمی‌باشد و با برابر نهادن عربی‌ این موضوع در کنار فارسی آن،نه تنها به زوایای پنهان زبان می‌توان پی برد بلکه از این راه نکات بلاغی و زیبایی‌های ظریف آن نیز دریافت می‌شود و مرزهای قلمرو معانی بلند بر محمل الفاظ دقیق نمایان می‌گردد.

خلاصه ماشینی:

"فعل مضارع فعلی است که بر کاری یا حالتی در زمان حال و آینده دلالت دارد،مانند «یکتب:می‌نویسد و خواهد نوشت»و مانند فعل‌های مضارع«یحسر،یبد،یجم و یغرق»در بیت زیر از ذو الرمه: و انسان عینی یحسر الماء تاره‌ فیبدو و تارات یجم فیغرق مردمک چشمم یک بار اشک را آشکار می‌سازد و او در آب چشمم نمایان می‌گردد و چون‌ اشکم بسیار روان شود او در میان آن غرق می‌شود(الشریف:601/3). حافظ گوید: تو با خدای خود انداز کار و دل خوش‌دار که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند (حافظ شیرازی 3631:252) اصلا در زبان فارسی بسیاری از ساخت‌های فعل امر که بر طلب دلالت دارد با ساخت‌های‌ مضارع ساده و التزامی یکسان است(خیامپور 2831:18). عراقی گوید: وگر خواهی که دریایی به عقل این رمز را نتوان‌ که اندر ساغر موری نگنجد بحر عمانی (عراقی 6331:001) حافظ گوید: خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب‌ بیمار بازپرس که در انتظارمت (حافظ شیرازی 3631:721) سنایی گوید: شاید که خاک پای تو بوسم که خود تویی‌ مداح را به وجود و به انصاف دستیار (سنایی 1431:432) در فارسی نیز پس از حرف ربط شرط«اگر»فعل مضارع بر زمان آینده دلالت می‌کند حافظ گوید: گر می فروش حاجت رندان روا کند ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند (حافظ شیرازی 3631:052) سعدی گوید: گر برود جان ما در طلب روی دوست‌ حیف باشد که دوست دوستتر از جان ماست (سعدی 8631:074) اقسام فعل مستقبل فعل مستقبل دو گونه دارد: 1-مستقبل مجرد که بر کاری دلالت می‌کند که وقوع آن در آینده حتمی به نظر می‌رسد مانند«لا بد أن یعود:ناگزیر است که برگردد». تصحیح محمد محیی الدین عبد الحمید تهران:دار الکوخ للطباعه و النشر."

کلیدواژه ها:

حال ، مضارع ، مستقبل ، مستقبل مجرد ، مستقبل سابق ، منصوب ، مضارع مجزوم


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است ورود پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.

لمشاهدة محتوی المقال یلزم الدخول إلی دخول الموقع.
إن كنت لا تقدر علی شراء الاشتراك عبرPayPal أو بطاقة VISA، الرجاء ارسال رقم هاتفك المحمول إلی مدير الموقع عبر credit@noormags.ir.

You should become a Sign in to be able to see articles.
If you fail to purchase subscription via PayPal or VISA Card, please send your mobile number to the Website Administrator via credit@noormags.ir.